نفقه در مذاهب بنج گانه:

نفقه در اصل به معنی هلاک، رواج و اخراج آمده ودر لسان متشرعه به تامین مخارج زندگی افراد تحت تکفل استعمال یافته است. به استعمال این لغت در کلام فقهاء توجه نمایید:

النفقه مشتقه من النفوق وهو الهلاک نفقت الدابه نفوقا ای هلکت او من النفاق وهو الرواج نفقت السلعه نفاقا ای راجب «فتح القدر 417/9»

النفقه فی اللغه الاخراج والذهاب یقال نفقت الدابه اذا خرجت من ملک صاحبها بالبیع او الهلاک، مصدره النفوق

وفی لسان الفقهاء:اخراج الشخص مونه من تجب علیه نفقته«الفقه علی المذاهب الاربعه 553/4»

ب:تمکین:

تمکین از ماده مکن است ودر اصل به معانی تسلط بر شیء ،کمک ،آزاد کردن و دست برداشتن از چیزی آمده است.

التمکین من الشئ الاقدار علیه  /الاعانه /التخلیه ورفع الید «معجم لغه الفقهاءمحمد قلعه جی 147/1»

در لسان متشرع منظور از تمکین این است که زن خود را در اختیار زوج جهت هر گونه بهره برداری وتلذد جنسی بگذارد وتمامی موانع دسترسی به خود را از بین ببرد ووظایف زناشویی خود را صددر صد انجام دهد وخود را تسلیم محض شوهر نماید

ج:نشوز /ناشزه

نشوز از ماده نشز در اصل به دو معنی آمده است ارتفاع وعصیان

النشز :ماارتفع وظهر من الارض /الناشزه المرتفعه و العاصیه علی الزوج

نشوز در لسان فقهاء درست در مقابل تمکین قرار دارد که به معنی شقاق وبغض می آید وخارج شدن زن رااز اطاعت مرد نشوز گویند

وناشزه شرعا :الخارجه من بیت الزوج بغیر حق«همان منبع»

نشوز در لسان شرع اقسام وانواعی دارد از جمله:مسافرت زن بدون اذن شوهر –خارج شدن زن از خانه –ممانعت از مقاربت جنسی وهر گونه تلذذ جسمی.

حکم نفقه

در فقه تمامی مذاهب اسلامی تامین نفقه زن بر مرد واجب است .البته برای وجوب نفقه شرایط واسبابی قرار داده اند

 «نفقه المراه واجبه علی الزوج «المسبوط 20/7»

یجب علی الرجل نفقه امراته«الانصاف 381/14»

شرایط استحقاق زن نسبت به نفقه

الف: امامیه :

امامیه برای اینکه زن مستحق نفقه باشد دو شرط گذاشته اند.

1-زن باید همسر دائمی مرد باشد

و فرض این شرط بدان جهت است که در نزد امامیه نکاح متعه و موقت هم جایز است و زن متعه نفقه ندارد.

انماتجب نفقه الزوجه علی الزوج بشرط ان تکون دائمه «تحریر الوسیله 319/3»

2-مطیع وفرمانبردار مرد باشد وان تکون مطیعه «تحریر الوسیله 311/3»

ب:شافعیه :

1-زن تسلیم مرد باشد  

2-توانایی مقاربت جنسی داشته باشد

ان یمکنه من نفسها وذلک بان تعرض نفسها علیه «الفقه علی المذاهب الاربعه 568/6»

ج:حنفیه:

1-زن خود را تسلیم مرد کند

:النفقه واجبه للزوجه علی زوجها مسلمه کانت او کافره اذا سلمت نفسها الی منزله فعلیه نفقتها وکسوتها وسکناها «فتح القدیر 417/9»

وانما تستوجب النفقه بتسلیمها نفسها الی الزوج «المبسوط 6/7»

یک استثنا: اگر عدم تسلیم به خاطر اخذ مهریه باشد ضرری به  استحقاق نفقه نمی رساند

2-عقد صحیح باشد

3- زن توانایی مقاربت جنسی داشته باشد

4-مرتد نباشد «الفقه علی المذاهب الاربعه 565/4»

د:مالکی :

1-             زن تسلیم مرد باشد

 :یجب لممکنه من نفسها «الشرح الکبیر508/2»

2-قدرت مقاربت جنسی داشته باشد

 :مطیقه للوطی «همان منبع»

3-شوهر بالغ باشد «الفقه علی المذاهب الاربعه 568/4»

س:حنبلی :

1-زن تسلیم مرد باشد:

ان تسلم له نفسها تسلیما تاما«همان منبع»

چکیده مسئله :

تمامی شروطی که مذاهب اسلامی در باب شرایط استحقاق نفقه نهاده اند به شرط تمکین و تسلیم برای مقاربت وتوانایی انجام آن بر می گردند .

وجوب نفقه از حین عقد یا پس از تمکین

الف:امامیه :

نفقه به تمکین واجب می شود نه از حین عقد

فلو عقدها ولم تکن ممکنه نفسها لم تجب نفقتها «شرائع الاسلام 157/3»

لایجب بالعقد الاالمهر«همان منبع»

واما النفقه فانها تجب یوما بیوم فی مقابله التمکین والاستمتاع «الخلاف326/7»

ب:شافعی:

 در این مسئله امام شافعی دو قول دارد که در قول جدید وی نفقه به تمکین واجب می شود

الجدید انها تجب بالتمکین لا العقد «السراج الوهاج468»

ودر قول قدیم از هنگام عقد واجب می گردد

ج:حنفی :

نفقه به تمکین وتسلیم واجب می شود

النفقه واجبه للزوجه علی زوجها مسلمه کانت او کافره اذا سلمت نفسها الی منزله ...«فتح القدیر 417/9»

د:مالکی:

نفقه به تمکین واجب می شود

یجب لممکنه من نفسها «الشرح الکبیر 508/2»

یجب لممکنه«التاج والاکلیل 261/6»

س:حنبلی :

نفقه به تمکین وتسلیم واجب می شود

متی سلمت الزوجه نفسها وکانت مستکمله الشروط المتقدمه فان نفقتها تجب بذلک وتصح دینا فی ذمه الزوج «الفقه علی المذاهب الاربعه572/4»

چکیده مسئله: تمامی مذاهب اسلامی اتفاق دارند که نفقه هنگامی بر شوهر واجب می شود که زن خود را تسلیم محض شوهر نماید وموانع سر راه را بردارد بجز در قول قدیم امام شافعی که به محض انعقاد صیغه عقد در هر حال نفقه زن بر مرد واجب می گردد.  

موانع ثبوت نفقه

نفقه از حین تمکین واجب می شود اما حالاتی رخ می دهد که این حکم را تعلیق می کنند اینک نظر مذاهب اسلامی را در این باره مرور می کنیم:

الف:امامیه :

در مذهب تشیع چهار عامل موجب ساقط گشتن نفقه می شوند

1-نشوز :اگر زن از  ایفای وظیفه خود که استمتاع می باشد خوداری کند آن روز نفقه اش ساقط می شود

ولو استمرت مخالفه تحقق النشوز وسقطت النفقه «شرائع الاسلام 158/3»

فلانفقه للناشزه«تحریر الوسیله 319/3»

2-ارتداد.اگر زن مرتد شود نفقه او ساقط می شود

ولو ارتدت سقطت النفقه «همان منبع »

3-مسافرت بدون اذن شوهر.این بند در اصل به همان نشوز بر می گردد.

لو سافرت بغیر اذنه فی مندوب او مباح فانه یسقط نفقتها «تحریر الوسیله 320/3»

یک استثنا:اگر سفر واجب باشد مثل سفر حج حتی اگر بدون اذن هم باشد نفقه ساقط نمی گردد.

4-طلاق بائن: اگر زن طلاق داده شود به طلاق بائن وحامله نباشد نفقه اش ساقط می شود

واما ذات العده البائنه فتسقط نفقتها وسکناها الا اذا کان عن طلاق وکانت حاملا«تحریر الوسیله 321/3»

تبصره :زن در طلاق رجعی نفقه دارد

زن معتده از وفات شوهر نفقه ندارد

وکذا الحامل المتوفی عنها زوجها فانه لا نفقه لها مده حملها «تحریر الوسیله 320/3»

ب:شافعی :

1-نشوز:

وتسقط بنشوز ولو بمنع لمس بلا عذر «سراج الوهاج 468»

2-سفر زن بدون اجازه

اگر به خاطر حاجت زن باشد نفقه را ساقط می کند

ولحاجتها یسقط فی الاظهر «همان منبع»

3-طلاق بائن:زنی که سه طلاقه داده شود در عده نفقه ندارد

والحائل البائن بخلع او ثلاث لا نفقه لها «همان منبع »

تبصره :زن رجعیه نفقه دارد

ویجب لرجعیه الموءن «سراج الوهاج 469»«روضه الطالبین 390/3»

زن معتده از فوت شوهر نفقه ندارد

المعتده عن الوفاه لا نفقه لها وان کانت حاملا«روضه الطالبین291/3»

ج:حنفی :

1-نشوز یا غایب شدن زن از مرد وممانعت از همراه شدن با مرد

واذا تغیبت المراه عن زوجها او ابت ان تتحول معه الی منزله او الی حیث یرید من البلدان وقد اوفاها مهرها فلا نفقه لها لانها ناشزه ولا نفقه للناشزه «6/7المسبوط »

وان نشزت فلا نفقه لها حتی تعود الی منزله «فتح القدیر 425/9»

2-سفر: اگر زن حج رود نزد برخی از فقهای حنفیه چون از شوهر دور شده نفقه او ساقط می شود «الهدایه 184/2»

واذا طلق الرجل امراه فلها النفقه والسکنی فی عدتها رجعیا کان او بائنا« الهدایه190/2»

تبصره:زن در طلاق رجعی وعده طلاق بائن نفقه ندارد

اما زن در عده وفات نفقه ندارد« همان 191/2»

س:مالکی :

1-نشوز و ممانعت از تسلیم نفس خویش برای استمتاع

وسقطت نفقتها اذا منعت الوطیء او استمتاع فتسقط نفقتها منه فی الیوم الذی منعه فیه من ذلک «الشرح الکبیر 514/2»

2-خروج بدون اذن شوهر «همان منبع»

3-طلاق بائن .

اوبانت بخلع او بتات فتسقط نفقتها ان لم تحمل فان حملت فلها النفقه

اگر زن حامله باشد نفقه اش استمرار دارد

تبصره :زن در طلاق رجعی نفقه دارد «الشرح الکبیر »

4-اعسار وتنگ دستی شوهر باعث سقوط نفقه می شود

وسقطت النفقه عن الزوج بالعسر ولا ترجع علیه الزوجه بها وبعد یسره «الشرح الکبیر 517/2»«الفقه علی المذاهب الاربعه 573/4»

ش:حنبلی :

1-نشوز

 ولا نفقه لناشزه «الفروع341»

واذا نشزت المراه فلا نفقه لها هذاالمذاهب مطلقا وعلیه الاصحاب«الانصاف 417/14»

2-طلاق بائن.

زن در عده رجعی وطلاق بائن حامل نفقه دارند «الفروع354/1»

وعلیه نفقه المطلقه الرجعیه وکسوتها وسکنها کالزوجه سواء«الانصاف391/14»

اما بائن ان لم تکن حاملا فلا شئ لها وهذا المذهب «همان منبع »

زن در عده فوت شوهر اگر حامله نباشد نفقه ندارد «الانصاف»

3-منع از استمتاع :

وان منعت تسلیم نفسها فلا نفقه لها بلا نزاع الا ان تمنع نفسها قبل الدخول حتی یقبض صداقها الحال «الانصاف 411/14»

4-مسافرت زن بدون اذن.او سافرت بغیر اذنه فلا نفقه لها «همان منبع»

چکیده مسئله: تمامی فقهاء اتفاق دارند براین که زنی که ناشزه شود واز تسلیم نفس خود ابا نماید نفقه او دز زمان ممانعت نفس خویش ساقط می گردد.کلیه مسقطات دیگر نفقه به نوعی به نشوز بر می گردد یعنی زن حالتی پیدا می کند که در دسترس نیست و در ایفای وظیفه خویش ناتوان است.

اقسام نفقه زوجه

نفقه زن بر مرد در مقابل تسلیم وی واجب می شود آیا مقدار این نفقه مشخص است یا به عبارت دیگر نفقه زوجه شامل چیست ؟

الف:امامیه:

نفقه زوجه شامل همه نیازهای متعارف ومناسب با وضعیت زوجه از قبیل مسکن ،البسه،غذا،اثاث منزل و خادم در صورت عادت یا احتیاج زن بدان، می باشد

فضابطه القیام بما تحتاج الیه المراه من طعام وادام وکسوه واسکان واخدام وله الادهان تبعا لعاده امثالها من اهل البلد «شرائع الاسلام 160/3»

برخی از فقهای شیعه نفقه را اندازه گیری کرداند وبرخی اندازه ای مشخص نگذاشته اند .وبرای وجوب خادم شرط گذاشته اند که زن عادت بدان داشته وبدون خادم نتواند کارهایش را پیش ببرد وبه خود برسد.

ویرجع فی الاخدام الی عادتها فان کانت من ذوی الاخدام وجب والا خدمت نفسها «همان منبع »

امامیه ضابطه کلی درمقدار نفقه را عادت وعرف اهل شهر می دانند

لاتقدیر للنفقه شرعا بل الضابط القیام بما تحتاج الیه المراه «تحریر الوسیله 321/3»

برابر نظر فقهای امامیه به جای در اختیار گذاشتن  جنس نفقه می شود پول آن را به رضایت طرفین پرداخت «تحریر الوسیله 324/3»

ب: شافعی :

در نزد فقهای شافعی مذهب شش نوع نفقه بر مرد واجب است که باید به همسرش بپردازد

1-طعام که باید درپرداخت ان وضعیت شوهر از لحاظ تنگ دستی وفراغ دستی لحاظ شود وبدان میزان فرض گردد.

ولاتعتبر فیه الکفایه فلا ینظر الی المراه «روضه الطالبین 281/3»

میزان طعام بدین شرح است :

موسر 2مد - معسر 1مد - متوسط 5/1مد

طعام باید طعام غالب شهر باشد «همان منبع والسراج الوهاج465»

2-چاشت «الادم» از تمر وجبن وروغن و گوشت

3-خادم ...اگر زنی باشد که خادم داشته ونتواند خود خدمت خود کند واجب است که برایش خادم بگیرد .

وعلیه لمن لا یلیق بها خدمه نفسها اخدامها بحره او امه اومتساجره «السراج الوهاج 467»

4-لباس به قدر کفایه «اعم از لباس وفرش»

5-مسکن:

فیجب لها مسکن یلیق بها فی العاده «روضه الطالبین 284/3»

6-وسایل نظافت برابر عادت

برابر مذهب شافعی در صورت رضایت طرفین جایز است پول نفقه به جای جنس نفقه پرداخت گردد«همان منبع 286/3»

ج:حنفی :

اندازه نفقه واجب مقداری از نفقه می باشد که کفایت زوجه بکند  

ووجوب النفقه علی الزوج للکفایه «المسبوط 494/6»

برخی از فقهای حنفی مذهب بر این نظرند که باید حال شوهر در اعسار ویسار لحاظ شود وبرابر وسع وتوانایی شوهر نفقه واجب گردد وبرخی گفته اند برابر حال هر دو «همان منبع»

ویعتبر فی ذلک حالها جمیعا «فتح القدیر 417/9والهدایه 183/2»

فقهای حنفی در نفقه اندازه خاصی ندارند ومعتقدند که نفقه به قدر کفایت واجب است ثم لیس فی النفقه تقدر عندنا «المسبوط 495/6»

ثم النفقه للکفایه فی کل یوم «همان 498/6»

س:مالکی :

در مذهب مالکی نفقه واجب شامل قوت ،چاشت ،لباس ،مسکن برابر عادت وعرف مردم وبه اندازه وسعت وتوانایی مرد ووضعیت زن واجب می گردد.

یجب قوت وادام ومسکن بالعاده فی الاربعه بقدر وسعها وحالها «الشرح الکبیر 508/2»

در نفقه وسایلی مثل روغن ،هیزم ،نمک ،گوشت،فرش واجب است .

خادم در صورتی واجب است برای زن بگیرد که وسعت داشته باشد وزن هم دارای شان وشوکت بوده باشد

ویجب علیه اخدام اهله ای اهل الاخدام بان یکون الزوج ذا سعه وهی ذات قدر ....«الشرح الکبیر 510/2»

در مذهب مالکی نیز پرداخت پول به جای جنس نفقه جایز است «همان منبع 514/2»

ویجوز اعطاء الثمن عما لزمه«التاج والاکلیل261/6»

ش::حنبلی :

 در مذهب حنبلی نفقه نیز برابر عرف وبه قدر کفایه وبه لحاظ کردن حال زوجین پرداخت می شود و اندازه مخصوصی ندارد

یلزم الزوج نفقه زوجته وکسوتها وسکناها بما یصلح لمثلها بالمعروف «الفروع329/10»

وکون نفقه الزوجات معتبره بحال الزوجین «الانصاف 383/14»

النفقه مقدره بالکفایه ..«همان منبع »

در مسئله خادم فقهای حنبلی معتقدند که زن اگر به خادم نیاز داشته باشد وامثال وی خادم داشته باشند لازم است به شرطی که شوهر قادر باشد بر  تامین آن .

وان احتاجت الی من یخدمها لکون مثلها لا تخدم نفسها او لمرضها لزمه ذلک «388/14الانصاف»

الزام شوهر بر پرداخت پول نفقه به جای جنس نفقه جایز نیست .

چکیده مسئله:

تمامی مذاهب اتفاق دارند که می شود به جای در اختیار گذاشتن جنس نفقه پول ان را پرداخت کرد

تمامی مذاهب بجز مذهب شافعی اندازه معینی برای نفقه در نظر نگرفته اند ومعتقد به پرداخت ان به اندازه ایی که کفایت کند وبرابر عرف وعادت محل سکونت باشد هستند

تمامی مذاهب داشتن خادم را واجب دانسته وجزء نفقه به حساب اورداند البته به شرطی که زن نتواند خود خدمت خود کند وشان و شوکتی داشته باشد

حکم ترک نفقه از طرف مرد

اگر زوجه تمکین کند وشوهر تمکن مالی داشته باشد ونفقه رانپردازد چه حکمی دارد؟

الف:امامیه :

حاکم باید او را مجبور به پرداخت نفقه کند اگر نپرداخت او را حبس نماید اگر باز هم نپرداخت از مال او بگیرد و بپردازد.

اذا وجبت النفقه علی الرجل وامتنع من عطائه الزمه الحاکم اعطاء فان لم یفعل حبسه فان لم یفعل ووجد له من جنس ما علیه اعطاه وان کان من غیر جنس باع علیه «الخلاف316/7»

اما اگر شوهرنفقه یوم بیوم را علی رغم تمکین نپردازد بر گردن او قرض می شود

وان لم تستوف یوم بیوم استقرت فی ذمته «الخلاف 326/7»

الزوجه تملک نفقه یومها مع التمکین فلو منعها وانقضی الیوم استقرت نفقه ذلک الیوم وکذا نفقه الایام وان لم یقدرها الحاکم ولم یحکم بها «شرائع الاسلام 162/3»

ب:شافعی :

در مذهب شافعی  نفقه ملک زن می شود یوم بیوم وباید آن را مطالبه کند و در صورت ممانعت از پرداخت حاکم باید اورا مجبور به پرداخت کند اگر نپرداخت اورا حبس نماید اگر باز هم نپر داخت از مال او بگیرد و بپردازد.

اگر نفقه یوم بیوم را نپردازد بدهکار می شود ومثل قرض است بر گردن او «الخلاف 316 /7به نقل از    المحتاج 448/3»

النفقه تستحق یوما فیوما ولها المطالبه بها اذا طلع الفجر کل یوم کذا «روضه الطالبین 286/3»

ج:حنفی :

در فقه حنفی نفقه گذشته که شوهر علی رغم استحقاق به زن نداده است تنها با حکم قاضی بر ذمه او قرض می شود.

واما الماضی فلانه بمنزله سائر الدیون یومر بقضاها «المسبوط 499/6»

حنفیه یک ضابطه کلی دارند ومعتقدند که نفقه به خودی خود قرض نمی گرددمگر به حکم قاضی ورضایت طرفین لذا اگر زنی بخواهد نفقه گذشته اش را ایفاء کند باید به قاضی مراجعه کند .اگر مراجعه نکند مستحق چیزی نمی شود.

واصل المساله ان النفقه لا تصیر دینا الا بقضاءالقاضی او التراضی «المسبوط 500/6»

اگر شوهر غایب باشد قاضی هم نمی تواند به نفقه حکم کند چون قاضی ولایت بر الزام غائب ندارد

اگر شوهر غایب بود ومالی داشت قاضی حکم پرداخت نفقه را از آن مال صادر می کند «الهدایه189»

د: مالکی:

در مذهب مالکی اگر زوج غایب بود به حکم حاکم نفقه از مال او پرداخت می شود «الشرح الکبیر 520/2»

برابر نظر فقهای حنبلی زن می تواند هنگام غیبت شوهر از مال شوهر استفاده کند ونفقه خود را از آن بگیرد «التاج والاکلیل 483/5»

و همچنین اگر شوهر مدتی از نفقه مستحقی  را نپرداخته باشد  برذمه او باقی می ماند

فالماضی زمن الیسر هو الذی فی ذمته تطالبه به اذا ایسر وان لم یفرضه علیه حاکم «517/2الشرح الکبیر »

س:حنبلی :

در مذهب حنبلی اگر مدتی شوهر غایب شد وانفاق نداده بود نفقه بر عهده او دین می شود باید آن رابپردازد «الفقه علی المذاهب الاربعه 576/4»

وان غاب مده ولم ینفق فعلیه نفقه ما مضی، هذا المذاهب وعلیه جماهیرالاصحاب «الانصاف 409/14»

اگر شوهرعلی رغم دارائی باز هم نفقه نداد ومالی هم داشت باید از مالش گرفته شود «همان منبع»

چکیده : تمامی فقهاء اتفاق دارند که اگر شوهر با وجود شرایط نفقه زن را نپردازد بر عهده او دین می شود به استثنای مذهب حنفی که دین شدن نفقه را به رضایت طرفین وحکم قاضی می باشد.

تکلیف زن در هنگام عدم توانایی شوهر در پرداخت نفقه

الف:امامیه :

برابر مذهب تشیع زوجه مالک نفقه هر روز خود می شود بنابراین اگر زن از نفقه منع شد و روز سپری گشت نفقه بر عهده شوهر دین می شود.

تملک الزوجه علی الزوج نفقه کل یوم من الطعام والادام فلو منعها مع التمکین وانقضی الیوم استقرت فی ذمته وصارت دینا علیه «تحریر الوسیله 323/3»

ب:شافعی:

 اگر شوهر ناتوان بود زن می تواند صبر کند ونفقه اش دین می شود اگر طاقت بر صبر ندارد حق فسخ نکاح رادارد

وانما یفسح بعجزه عن نفقه معسر «السراج الوهاج 470»

میزان عدم توانایی پرداختن نفقه معسر می باشد

اگر در هنگام عقد هم عالم به معسر بودن زوج داشته باز هم می تواند نکاح رافسخ کند «روضه الطالبین 292/3»

فاذاعجز الزوج عن القیام بموءن الزوجه الموظفه علیه فالذی نص علیه الشافعی انها بالخیار ان شاءت صبرت وانفقت فی ذمته الی ان یوسر وان شاءت طلبت فسخ النکاح «روضه الطالبین همان منبع »

ج:حنفی :

برابر مذهب حنفی با اعسار و عدم توانایی پرداخت نفقه توسط شوهر، بین آن دو جدایی انداخته نمی شود بلکه باید نفقه را بر گردن شوهردین کنند به حکم قاضی

 ومن اعسر بنفقه امراته لم یفرق بینها ویقال لها استدینی علیه «الهدایه 186/2»«الفقه علی المذاهب الاربعه 581/4»

د:مالکی:

برابر مذهب مالکی در هنگام اعسار وعدم توانایی شوهر در پرداخت نفقه، زن حق فسخ دارد

 یتلوم له السلطان فان قدر علی نفقتها والا فرق بینها «المدونه 676/5»

اما اگرمرد نفقه گذشته را نپرداخته باشد چون قرض بر ذمه اش شده است حق فسخ بابت آن را ندارد

ولها ای للزوجه الفسخ بطلقه رجعیه ان یعجز  زوجها عن نفقه حاضره ومثلها الکسوه لا ماضیه لصیرورتها دینا فی ذمته «الشرح الکبیر 518/2»

س:حنبلی:

برابر مذهب حنبلی در هنگام اعسار و عدم توانایی شوهر در پرداخت نفقه یا برخی از نفقه زن حق فسخ دارد.

وان اعسر بالقوت او الکسوه اوببعضها فلها الفسخ علی الاصح «الفروغ 354/1»

وان اعسر الزوج بنفقتها او ببعضها اوبالکسوه خیرت بین الفسخ النکاح والمقام وتکون النفقه دینا فی ذمته ...«الانصاف425/14»«الفقه علی المذاهب الاربعه 584/4»

اعسار باید به نفقه معسر باشد تا سبب جدایی گردد« الانصاف425/14»

چکیده مسئله:

نزد سه مذهب شافعی، مالکی وحنبلی در هنگام توانایی نداشتن شوهر جهت پرداختن نفقه زن حق فسخ دارد اما در مذاهب امامیه وحنفی نفقه دین می گردد . 

 فشرده :

نفقه حق زن است و با فرا رسیدن هر روز او استحقاق آن را به اندازه آن روز پیدا می کند به شرط تمکین وتسلیم نفس خود به شوهر وبرداشتن هر گونه موانع پیش رو .نفقه بر شوهر واجب است ومذاهب اسلامی غالبا اندازه معینی برای ان در نظر نگرفته اند بلکه ان را به قدر کفایه و با توجه به حال طرفین و عرف وعادات شهر لحاظ نموداند .زن با ناشزه شدن وظهور صفت نشوز که عبارت است از ممانعت نفس خویش از استمتاع جنسی شوهر و یا انجام هر کاری که به نحوی شوهر را از خود دور بدارد مثل خروج بدون اذن شوهر استحقاق نفقه را از دست می دهد ضابطه کلی این می باشد که نفقه در برابر استمتاع واجب شده است لذا اگر ان مهم فوت شود نفقه هم در ان مدت ساقط می گردد.

اگر شوهر علی رغم توانایی از پرداخت نفقه ابا کند نفقه به گردن شوهر دین می شود اما مذهب حنفی دین شدن نفقه را منوط به حکم قاضی ورضایت طرفین می داند واگر شوهر مالی داشته باشد در این صورت زن می تواند از آن استفاده نماید اما اگر شوهر از پرداختن نفقه کلا عاجز بود برخی از مذاهب همچون شافعیه ، حنابله و مالکی گفته اند زن حق فسخ دارد ومی تواند علقه زوجیت را بر هم بزند ومذاهب دیگر بر این باورند که نفقه دین می شود وباید زن صبر کند یا از مال خود ارتزاق نماید.

در این که نفقه شامل طعام ،ادام ،کسوه ومسکن ونیازهای روزمره می باشد بین مذاهب اتفاق است اما وجوب داشتن خادم را به شرطی ثابت می دانند که زن نتواند خود خادم خود باشد و یا زن دارای شان وشوکت باشد ویا امثال او از زنان دیگر دارای خادم باشند.در این سه صورت خادم برای زن واجب می باشد.