حضانت اطفال در فقه اسلامی

الف:حضانت

حضانت در لغت از ماده حضن گرفته شده که به معنای جانب وپهلو است.......

الحضانه لغه ماخوذ من الحضن وهو الجنب لان الحاضنه من شانها ان ترد المحضون الی جنبها «الفقه المنهجی 137/4».بنگرید «درر الحکام شرح غررالاحکام 440/4».«تحفته المحتاج باب حضانه »  «الفقه علی المذاهب الاربعه 594/4»

حضانت در اصطلاح شرع

حفظ، نگهداری، سر پرستی و تربیت کودک در زمانی که نیاز به مراقبت دارد وخود از مراقبت خویش ناتوان است را شرعا حضانت می گویند «السراج الوهاج 473».«فقه تطبیقی مذاهب پنجگانه 278 »«معجم الفاظ الفقه الجعفری ».«مسالک الا فهام 581/1»

ب:تمییز

تمییز در لغت

تمییز در لغت به معنی جدایی افکندن بین دو چیز می آید

در اصطلاح فقهاء عبارت است از قدرت تشخیص ودرک فاصله وتفاوت بین نفع وضرر،خیر وشر که کودک غالبا در هفت سالگی بدان دست می یابد که به آن سن تمییز می گویند. 

سن التمییز العمر الذی یبدا فیه الطفل الصغیر التفریق بین النافع والضار وذلک هو الی السنه السابعه من عمره «معجم الفاظ الفقه الجعفری ذیل واژه » «معجم لغه الفقهاء ذیل واژه »

نکته:در لسان شرع ومتشرعه سن تمییز با سن بلوغ ورسیدن به تکلیف فرق دارد.

کودک تمیزیافته کودکی است که خوب را از بد تشخیص می دهد. مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در جواب استفتایی در مورد سن تمییز می فرماید :واما سن تمییز به تبع اختلاف اشخاص در استعداد و درک وهوش مختلف است «رساله اجوبه الا ستفتاءات س 1893ص459 »

ج:حکم وحق

حکم وحق دو واژه ای هستند که تشخیص تفاوت آن دو ضرورت دارد یک وقت معامله ای صورت گرفته است و ما حق خیار را به مدت 3روز در معامله شرط کردایم در این جا یک نوع توانایی واختیار برای ما به وجود آمده است که می توانیم از آن استفاده کنیم یا نکنیم

اما یک وقت انجام کاری از ما خواسته شده است ووظایفی بر عهده ما گذاشته اند که باید حتما آن ها را انجام دهیم  نوع اول را حق می گویند که می توان آن را اسقاط کرد اما در نوع  دوم،ما  در اسقاط آن اختیار نداریم وجزء وظایف ماست که  باید حتما انجام پذیرد که بدان حکم  یا تکلیف می گویند   «  حاشیه المکاسب مرحوم سید کاظم یزدی به نقل از سایت الراسخون »

حکمت وهدف ومنظور از حق حضانت

شارع مقدس  به مسئله حضانت وسرپرستی کودک اهمیت فراوانی داده است گر چه کودک به خوراک ونظافت نیاز دارد اما بیشتر تاکید شارع وهدف وحکمت وضع این قانون جنبه ی تربیتی دارد و بدان خاطر است که کودک راه رشد صحیح تربیت را طی  نماید وبه ورطه فساد کشیده نشود. در مسئله حضانت  کلیه منافذ منجر به فساد سد وبسته شده اند شارع اجازه رسیدن حضانت را به غیر محرم مثل ابن عم نداده است

ولا تسلم مشتهاه بل الی ثقه یعینها   «السراج الوهاج473»

اولویت حضانت را به مادران سپرده است چرا؟ چون آنان شفیق ترند

«ولان الام اشفق واقدر علی الحضانه فکان الدفع الیها انظر »«فتح القدیر 393/9»

حضانت کودک را به فاسق نداده است

«ولا تدفع الی فاسق ماجن وهو من  لا یبالی بما یضیع »«دررالحکام 442/4»

ومادر یا هر سر پرستی اگر فاسق باشند حق آنها ساقط می شود

ولاحضانه لفاسق«الفروع ابن مفلح388/10»

انما هی تنظیم المسئولیات  المتعلقه برعایه الصغار وتربیتهم «الفقه المنهجی 137/4»

شرایط حاضن «سرپرست »

از آن جا که هدف عمده در مسئله حضانت تربیت وهدایت ورشد کودک می باشد به منظور تحقق این مهم شارع کودک را به هر کس وناکس نمی سپرد و شایستگی ها یی را در سر پر ست کننده لحاظ کرده است که باید آن شایستگی ها در وی باشند تا کودک به وی امانت داده شود.

1-مذهب حنفی :

مرتد نمی تواند سرپر ست باشد «فقه تطبیقی 278»

سرپرست مونث باید مجرد باشد: وکل من تزوجت من هولاء یسقط حقها «فتح القدیر 393/9»«مختصرالقدوری 11/1»

سرپرست نباید فاسق وفاجر باشد

ولاتدفع الی فاسق ماجن «درر الحکام 441/4»

فقه حنفی شرط مسلمان بودن حاضن را لحاظ نکرده است.

فالام احق بالولد بالاجماع وان کانت کتابیه او مجوسیه لان الشفقه لا تختلف باختلاف الدین  «فتح القدر 394/9»

2-مذهب مالکی

سرپرست کننده مونث باید مجرد باشد «والمعنی ان کلا منها لاتستحق الحضانه الا بشرط انفرادها بالسکنی با لطفل «وللانثی الخلوعن زوج دخل بها »«شرح مختصر 139/14»

سرپرست کننده باید عاقل وامین باشد وبیماری خطرناک مثل جذام وبرص نداشته باشد «شرح مختصر 161/14»

مذهب مالکی اسلام راشرط قرار نداده است لذا کافر هم می تواند حضانت کند

ان الحاضن لا یشترط فیه ان یکون مسلمابل یصح ان یکون کافرا  «همان منبع»

والیهودیه والنصرانیه والمجوسیه فی هذا سوا مثل المسلمه «المدونه 229/6»

3-مذهب حنبلی:

فاسق حضانت ندارد :وقال الاصحاب ولاحضانه لفاسق «الفروع388/10»

کافر نمی تواند سرپرست شود :ولالکافرعلی مسلم «اهمان منبع»

زن متاهل نمی تواند سرپرستی کند : ولا  لامراه مزوجه «همان منبع»

4-مذهب شافعی :

سرپرست نیاید کافر باشد فلا حضانه لکافره علی مسلم «روضه الطالبین 302/3»

باید عاقل باشد «روضه الطالبین.باب الحضانه »

امین باشد «الفقه المنهجی 139/4»

فارغ وخالی از نکاح باشد «همان منبع »

ولاحضانه لرقیق  ومجنون وفاسق و کافر علی مسلم وناکحه غیر ابی لطفل «تحفه المحتاج 138/36»

مقیم باشد

ولو اراد احدهما سفر حاجه کتجاره کان الولد الممیز وغیره مع المقیم حتی یعود المسافر ولو  اراد احدهما سفر نقله فالاب  اولی من الام بشرط امن طریقه المقصود«السراج الوهاج 474»

5-مذهب امامیه :

زن سرپرست باید مجرد باشد

اذاتزوجت سقطت حضانتها«شرائع الاسلام156/3»

کافر نمی تواند از مسلمان حضانت کند «فقه تطبیقی 279»

ولاحضانه للامه ولا لکافره مع المسلم «شرائع الاسلام 154/3»

چکیده مسئله:

اتفاق مذاهب پنجگانه بر لحاظ کردن شرط تجرد و خالی بودن حاضنه از ازدواج و ساقط شدن حق حضانت مادر در صورت ازدواج مجدد

اتفاق مذاهب  امامیه ،شافعی،حنبلی بر لحاظ کردن شرط عدم کافر بودن حاضنه به خلاف مذهب مالکی که به کافر هم حق حضانت داده است ومذهب حنفی حضانت را از فاسق و مرتد سلب نموده اما شرط مسلمان بودن را لحاظ ننموده است.

اولویت در حضانت

هنگامی که خانواده بر بنیان خودش استوار است کودک زیر نظر والدین ودر پناهگاه امن خانواده تربیت وبزرگ می شود ومشکلی برای کودک متصور نیست  اما با فرو ریختن این بنیان مستحکم آن کس که بیش از همه متضرر می شود کودک است بنابر این شریعت مطهر برای جلوگیری از تضییع وتباه شدن روح وجسم کودک به مسئله حضانت اهمیت فراوان داده است وقوانین محکمی را وضع کرده است.

1-مذهب حنفی:

اولویت اول در سرپرستی پس از جدایی به مادر است

واذا وقعت الفرقه بین الزوجین فالام احق بالولد «9/393»

علت این اولویت شفقت مادر می باشد چون مادر از هر کسی افزونتر دلسوز بچه اش می باشد

حنفیه دلیل این شایسگی را به حکم پیامبر خاتم استناد می دهند. عن عمرو بن شعیب عن ابیه عن جده عبدالله بن عمرو روی ان امراه قالت یا رسول الله ان ابنی هذا کان بطنی له وعاءوحجری له حواءوثدیی له سقاء وزعم ابوه انه ینزعه منی فقال (ع) انت احق به مالم تتزوجی «سنن ابی  داود»

سپس ترتیب سرپرست کنندگان در فقه حنفی به شرح ذیل می باشد

مادر –مادر مادر –مادر پدر –خواهران «خواهر تنی خواهر  پدری خواهر مادری دختر خواهر تنی دختر خواهر مادری »عمه –خاله. در فقه حنفی دختران دایی وخاله حق حضانت ندارند

اگر از زنان کسی نبود حضانت به مردان عصبه می رسد به هر حال زنان مقدم بر مردان هستند تا آنها هستند نوبت به مردان نمی رسد.

فاذا لم یکن للصغیر امراه من اهله المذکورات تستحق  الحضانته انتقلت الحضانته الی عصبه من الرجال به ترتیب ذیل :

پدر –پدر پدر –برادر پدری –پسر برادر –پسر برادر پدری –پسران پسرانشان –عمو –عمو پدری پسر عمو اگر پسر باشد اما پسر عمو بر دختران حضانت ندارد «الفقه علی المذاهب الاربعه 595»

وان لم تکن للصبی امراه من اهله واختصم فیه الرجال فاولاهم به اقربهم تعصیبا«مختصر القدوری 11/1»

2-مذهب مالکی :

اولویت اول به مادر است

مادر –مادر مادر –خواهر مادر –خاله مادری –خاله مادر –عمه مادر –عمه پدر –مادر پدر مادر مادر پدر –مادر پدر پدر –پدر خواهر ووصی برادر کوچک پسر برادر –عم پسر عمو «الفقه علی المذاهب الار بعه 595 »«شرح مختصر 135 /14»

3-مذهب حنبلی :

اولویت به مادر است

مادر –مادر مادر –پدر- مادر پدر-جد –مادر جد –خواهرتنی –خاله مادری- خاله پدری –عمه تنی –عمه مادری –عمه پدری –خاله مادری -  خاله پدری-عمه پدری –دختران خواهر –دختران عمو –دختران عمه ها

«الفقه علی المذاهب الاربعه 596»«فقه تطبیقی 279»«الفروع 387/10»«المغنی 220/18»

4-مذهب شافعی :

اولویت به مادر است

قول جدید :مادر –مادر مادر –مادر پدر –مادر مادر پدر –مادر پدر پدر –

قول قدیم:مادر –مادر مادر –خواهران –خالات «السراج الوهاج 473»

شافعیه سه حالت فرض کرد اند

اگر هم مذکر وهم مونث باشند :اول مادر –مادر مادر –پدر –مادر پدر –مادر مادر پدر

اگر فقط اقوام مونث باشند مادر –مادر مادر –مادر پدر –خواهر –خاله –دختر خواهر –دختر برادر –عمه –دختر خاله –دختر عمه

اگر اقوام مذکر باشند پدر –پدر بزرگ –برادر تنی –برادر پدری –برادر مادری –پسر برادر تنی –پسر برادر پدری –عمو –پسر عمو-اما اگر دختر در حال بلوغ باشد به پسر عمو سپرده نمی شود

«الفقه علی المذاهب الاربعه 595»«الروضه الطالبین304/3»«تحفه المحتاج 135/36»«المهذب 164/3»

5-مذهب امامیه :

مادر اولویت دارد به حضانت پسر تا سن دو سالگی وبه حضانت دختر تا سن هفت سالگی

مادر –پدر- پدر پدر –سپس به ترتیب میراث

صاحب شرائع محقق حلی ضمن ایراد چهار فرع اولویت ها را مشخص کرده است

خواهر پدر مقدم بر خواهر مادر وهمچنین مادر پدر مقدم بر مادر مادر- جده مقدم بر خواهران

-عمه وخاله مساوی هستند ودر هنگام تساوی به قرعه عمل می شود «شرائع الاسلام »

واذا بانت المراءمن الرجل ولها ولد منه فان کان ذکرا فالام اولی بحضانته من الاب واحق به مده حولین فاذا زاد علی الحولین فالوالد احق به منها

فان کان الولد انثی فالام احق بها الی سبع سنین  «السرائر 173/5»«المقنعه کتاب نکاح 531»«الخلاف 318/7مساله 36»

چکیده مسئله :

اتفاق تمامی مذاهب پنج گانه بر اولویت مادر در حضانت بر طفل

مرز وحدود حضانت

همچنان که در تعریف حضانت اشاره شد حضانت بر کودک در مدتی ست که ناتوان باشد و نیاز به تر بیت  وشکوفایی استعداد داشته باشد وخود نتواند  نیازهای  خود را رفع کند مذاهب اسلامی محدوده حضانت را تا چه زمانی تعیین و نهایت آن را کی  میداند ؟

1-مذهب حنفی :

اولویت مادر به حضانت تا زمان بی نیازی از غیر است واین زمان را برخی از فقهاء7سالگی برای پسر دانسته اند وبرای دختر تا زمان قاعدگی پس از این مدت باید به پدر بر گردانده شوند

الام والجده احق به حتی یستغنی عن الغیر وقدر الاستغناءبسبع سنین قدر الخصاف وبه یفتی والام  والجده احق بها حتی تحیض «دررالحکام 445/4»

والام والجده احق بالغلام حتی یاکل وحده ویلبس وحده وبالجاریه حتی تحیض «الکتاب 96/1»

در این دو  سن  پدر فرزندانش را از مادر می گیرد «الفقه علی المذاهب الاربعه»

2-مذهب مالکی :

مدت حضانت پسر از هنگام ولادت تا بلوغ است ومدت حضانت دختر تا ازدواج وعروسی می باشد

امام مالک در جواب پرسشی در مورد مدت حضانت مادر نسبت به پسر فرمودند

قال مالک :حتی یحتلم ثم یذهب الغلام حیث شاءوالجاریه حتی تبلغ النکاح ویخاف علیها

سپس امام مالک به نکته ای اشاره نموداند وگفته اند اگر مادر دارای جا ومقام ومکان بود تا موقع ازدواج دختر با این که به سی  وچهل  سالگی نیز برسد شایسته تر است به حضانت دختر «المدونه 229/6»

3-مذهب حنبلی :

مدت حضانت پسر تا هفت سالگی است وپس از این سن طفل اختیار دارد هر کدام را انتخاب بکند «فقه تطبیقی 282»

مده الحضانه سبع سنین لذکر والانثی .......ولکن اذا بلغ الصبی سبع سنین واتفق  ابواه ان یکون عند احدهما فانه یصح وان تنازعا خیر الصبی فکان مع من اختار منها فان لم یخیر احدهما اواختارهما معا اقرع بینهما -المذهب بلا شک التخییر«الفروع389/10» «الفقه علی مذاهب الاربعه599»

اما دختر پس از هفت سالگی حضانت وی به خاطر تربیت حق پدر می باشد تا بلوغ وازدواج و عروسی

اما الا نثی فانها متی بلغت سبع سنین فاکثرکانت من حق ابیها بلا کلام الی البلوغ ثم الی الزفاف «الفقه علی مذاهب الاربعه »

واذابلغ الغلام سبع سنین خیر بین ابویه فکان مع اختار هما «المغنی 220/18»

واذابلغت الجاریه سبع سنین فالاب احق بها«همان منبع »

4-مذهب شافعی :

مدت حضانت تا رسیدن به سن تمییز است وپس از آن کودک مخیر می شود

فاما اذا صار الصغیرتمیزا فیخیر بین الابوین «روضه الطالبین 304/3»«تحفه المحتاج141/36»

وان افترق الزوجان ولهما ولد له سبع سنین او ثمان سنین وهو ممیز وتنازعا کفاله خیر بینهما «المهذب 165/3»«الفقه  المنجی 139 /4»«السراج الوهاج 475 »

5-مذهب امامیه :

مدت حضانت مادر بر پسر 2سال وبر دختر 7سال می باشد

قال شیخنا المفید فی مقنعته :الام احق بالولد الذکر مده الحولین وبالانثی مده تسع سنین «المقنعه نکاح 531»

وقال شیخنا سبع سنین فی الانثی

فاذا زاد علی الحولین فالوالد احق به منها

فان کان الولد انثی فالام احق بها الی سبع سنین «السرائر  173/5»

وبعداز آن سن نوبت به تخییر و انتخاب خود کودک  می رسد

واذا بلغ الصبی سبع سنین او ثمان سنین کان ذلک هو السن الذی یخیر بین الاب والام فیجور ان یفرق بینها «المهذب189/2»

اما نزدصاحب الخلاف شیخ طوسی پسر ممیز، پدر احق به حضانت آن است ودختر ممیز مادر بدان اولویت دارد وان کان طفلا یمیز وفان کان ذکرا فالا ب احق به وان کان انثی فالام احق بها «الخلاف318/7»«مساله 36»

چکیده مسئله:

اتفاق دو مذهب شافعی وحنبلی بر نهایت مدت حضانت مادر تا سن هفت سالگی در پسر و سپس کودک مخیر می شود با این تفاوت که حنبلی ها بعد از هفت سالگی دختر را به پدر می سپارند

امامیه نهایت حضانت مادر بر پدر را تا دو سالگی می دانند وسپس حضانت به عهده پدر واگذارمی گردد.

حضانت/رضاع /نفقه

آیامادر مکلف است که حضانت طفل را بر عهده بگیرد وبدون هیچ اجرتی آن راانجام دهد یا مکلف نیست واز  حق های اومی باشدومی تواند آن را انجام ندهد ویا در عوض اجرت انجام دهد

1-مذهب حنفی:

نفقه کودک در هر حال بر عهده پدر است

والنفقه علی الاب علی ما تذکر «فتح القدیر 393/9»

ومادر برای حضانت مجبور نمی شود

ولاتجبر الام علیه «همان منبع »

وان ابت الام لاتجبر علی حضانته «فتح القدیر 395»

اما پدر برای حضانت کودک مجبور می شود

ویجبر الاب علی اخذ الولد بعد استغنائه عن الام لان نفقته وصیانته علیه بالاجماع

مادر بابت رضاع می تواند طلب اجرت کند  

اجره الحضانه ثابته للحاضنه  سواءکانت اما او غیرها وهی غیر اجره الرضاع وغیر نفقه الولد «الفقه علی المذاهب الاربعه ص650»

برابر مذهب حنفی پدر باید سه نوع اجرت بدهد 1-اجرت شیر دهی 2-اجرت حضانت 3-نفقه کودک

اما بنا به آرای فقهای این مذهب اگر کسی پیداشد که مجانا طفل را سر پرستی کند پدر می تواند طفل را از مادر بگیرد

بنابراین حضانت حق مادر است ومی تواند آن راساقط کند

2-مذهب مالکی :

برابر مذهب مالکی حضانت مادر اجرت ندارد اما نفقه وکسوت طفل بر عهده پدر است ومادر می تواند از آن بگیرد

لیس للحاضن اجره علی الحضانه سواء کانت اما او غیرها «الفقه علی المذاهب الاربعه ص602»

پدر باید بابت شیر دهی به مادر اجرت بدهد

واماالمطلقه  فلا رضاع علیها الا ان لا یقبل ثدی غیر ها ....فعلیها الارضاع وعلی الزوج اجرا الرضاع

3-مذهب شافعی :

اجرت حضانت برای حاضن حتی اگر مادر باشد ثابت وباید پدر بپردازد وهمچنین اجرت رضاع

اجره الحضانه ثابته للحاضن حتی الام وهی غیر اجره الرضاع «الفقه علی المذاهب الاربعه 602 »

ومونه الحضانه علی الاب «روضه الطالبین 302/3»

حضانت حق مادر است ومی تواند آن را ساقط کند «فقه تطبیقی 295 »

اذا امتنعت الام من الحضانه او غابت الصحیح انها تنتقل الی الجده «فقه تطبیقی 303/3»«تحفه المحتاج 138/36»

4-مذهب حنبلی :

طلب اجرت بابت حضانت برای حاضن ثابت است وحضانت حق مادر است و مجبور نمی شود بر انجام حضانت کودک

للحاضنه طلب اجره الحضانه والام احق بحضانته ...

ولکن لا تجبر الام علی حضانه طفلها «الفقه علی المذاهب الاربعه 306»

مادر می تواند حق حضانت را ساقط کند

وان ترکت الام الحضانه مع استحقاقها ففیه وجهان الاصح تنتقل الی امها «المغنی 225/18»«فقه تطبیقی 288»

5-مذهب امامیه :

حضانت مستحق مزدی نیست اما رضاع اجرت دارد اگر طفل مال داشت از مال طفل پرداخته می شود واگر نداشت باید پدر بپردازد «فقه تطبیقی 282»

حضانت  حق مادر است وهر وقت خواست می تواند از  آن صرف نظر کند اگر مادر حاضربه حضانت نشد نمی توان به این کار مجبورش کرد «همان منبع»

برخی از فقهاءامامیه بین حضانت ورضاع جدایی نگذاشته اند اما گروهی دیگر مثل شهید ثانی ، ابن ادریس ،حلبی همچون فقیهان اهل سنت بین این دو جدایی گذاشته اند وبر این باورند که حق حضانت مادر ربطی به شیر دادن ندارد واما اگر مادر از شیر دادن اجتناب ورزد حق حضانت همچنان باقی می ماند « سایت راسخون مقاله حضانت از دیدگاه فقه امامیه »

آیه الله خوئی از جمله فقهایی ست که حق حضانت را وابسته به حق شیر دهی دانسته وگفته در صورت اسقاط حق شیر دهی حق حضانت هم به خودی خود ساقط می شود «سایت راسخون  به نقل از منهاج الطالبین ص286/2»

چکیده مسئله:

اتفاق مذاهب شافعی ،حنفی و حنبلی بر ثابت بودن اجرت حضانت برای مادر به خلاف دو مذهب امامیه و مالکی که اجرتی برای مادر قائل نمی شوند

سفر با طفل ومنع ملاقات :

از آنجا که سفر در گذشته مشقت و وسیله زحمت ودردسر بوده وخطرات بسیاری داشته است فقهاءبه همراه بردن کودک در سفر توجه نموده اند که حکم این سفر در فقه مذاهب به اختصار بیان می شود .

از آداب وعادتهای نا پسندی که امروزه هم در جامعه ما رواج یافته جلوگیری حاضن وسرپرست از برخوردوملاقات کودک با یکی از والدینش که سر پر ستی را بر عهده ندارد می باشد ضرورت دارد حکم مذاهب اسلامی را هم در این مورد بدانیم تا بیشتر از این دچار جفا در حق یکدیگر نشویم.

1-مذهب حنفی :

مادر حق ندارد طفلش رابه همراه خود از شهر خارج کند .

واذا ارادت المطلقه ان تخرج بولدها من المصر فلیس لها ذلک «فتح القدیر 412/9»

یک استثناء: مگر اینکه به وطن خودش مسافرت کند ودر آنجا شوهر کرده وحالا در شهر دیگری سکونت دارد

الا ان تخرج الی وطنها وقد کان الزوج تزوجها  فیه «الکتاب 96/1»

واین سفر فقط اختصاص به مادر دارد دیگر سر پر ست ها چنین حقی را ندارند بدون اذن پدرکودک را به سفر ببرند «دررالحکام445/4»

2-مذهب حنبلی :

هیچ کدام از والدین که حضانت کودک بر عهده آنهاست حق ندارند دیگری رااز زیارت وملاقات کودک منع کنند ....

ولا یمنع احدهما من زیارتها «الفروع381/10»

3-مذهب شافعی :

اگر پسر نزد پدر بود حق منع او از ملاقات بامادرش را ندارد

اگر دختر نزد پدر بود پدر می تواند دختر را منع کنداز این که خارج شود وبه دیدن مادر برود وباید مادر به دیدن او بیاید وپدر حق ممانعت از ملاقات مادر بادخترش راندارد «روضه الطالبین306/3»

فان اختار الاب ذکر لم یمنعه زیاره امه ویمنع انثی من زیاره امها ولا یمنعها الام دخولا علیها زائره «السراج الوهاج 475»

وهمچنین مادر هم نباید منع زیارت کند

وان اختارها ذکر فعندها لیلا وعند الاب نهارا یودبه او اختارتها انثی فعندها لیلا ونهارا ویزورها الاب علی العاده «السراج الوهاج»

برابر این فتوا پدر ومادر هم بعد از طلاق باید برای تربیت ورشد کودک از هیچ تلاشی دریغ نورزند .

در مسئله سفر هم اگر سفر تجارت باشد کودک نزد آن کس  می ماند که مقیم است «السراج الوهاج»

4-مذهب امامیه :

مادر بدون رضایت پدر مطلقا حق ندارد طفل رابه منظور حضانت به شهری دور ببرد .

وپدر نیز در حال حضانت مادر حق ندارد فرزند رابه غیر شهر مادر ببرد «فقه تطبیقی 284»

فشرده بحث

حضانت در اصل از ماده حضن به معنای جانب و پهلو آمده و در لسان فقهاء به فرایند نگهداری ،سرپرستی وپرورش وتربیت کودک در زمانی که توانایی مراقبت از خود را ندارد اطلاق می گردد.حضانت حق مادر می باشد و هر وقت خواست می تواند از زیر آن شانه خالی کند .از دیدگاه شرع مقدس هدف و منظور از تشریع حق حضانت توجه به مسئله تربیت و رشد کودک می باشد لذا در نزد غالب فقهاء و اندیشمندان مسلمان کافر وفاسق چون سبب تباه روح وروان کودک می شوند و او را از مسیر درست باز می دارند حق سرپرستی ونگهداری کودک را ندارند و همچنین مادری که مجددا ازدواج کرده و به عقد مردی دیگر در امده است به علت مشغول شدن به کار وبار دیگری حق حضانت ندارد چون از رسیدگی کامل به رشد وتربیت کودک باز می ماند.نزد تمامی فقهای مسلمان مادر به خاطر داشتن شفقت ودلسوزی نسبت به کودک اولویت در حضانت را دارد و حضانت زنان به طور کلی به دلیل همان حس شفقت مقدم بر مردان می باشد.در بیشتر مذاهب اسلامی مادر بابت حضانت کودک حق اخذ اجرت دارد و حضانت تکلیفی بر گردن او نیست و یک نوع حق است که  هر وقت خواست می تواند آن را ساقط نماید .مسئله دیگری که برخی از مذاهب بدان توجه نموده اند مسئله صله رحم است که اگر کودک بعد از مفارقه نزد هر کدام از والدین بود دیگری حق ندارد از ملاقات با کودک دیگری را منع نماید مسئله ای که متاسفانه در برخی از مناطق رعایت نمی شود و بسیار اتفاق می افتد که از ملاقات با کودک طرف مقابل را منع می نمایند.

منابع وماخذ :

1-الزهری الغمراوی، العلامه شیخ محمد، السراج الوهاج علی متن المنهاج ،انتشارات غزالی سنندج1368

2-مغنیه محمد جواد،پور جوادی کاظم ،فقه تطبیقی ،انتشارات جهاد دانشگاهی 1386

3-الرشدانی ،رهان الدین ،فتح القدیر شرح هدایه ،مکتبه الشامله

4-القدوری .الامام ابو الحسین احمد بن محمد.الکتاب .المکتبه الشامله

5-القدوری البغدادی .الامام ابوالحسین احمد بن محمد .مختصر القدوری فی الفقه علی المذاهب الامام الاعظم.المکتبه الشامله

6-الوفائی.حسن بن عمار ابی الاخلاص.در الحکام شرح غررالاحکام .مکتبه الشامله

7-الحفید.ابن الرشد .ایه المجتهد ونهایه  المقتصد .مکتبه الشامله 

8-الخراشی المالکی .محمد. شرح مختصر .المکتبه الشامله

9-البرازعی .القیروانی .المدونه .مکته الشامله .

10-ابن مقلح .الفروع .مکتبه الشامله

11-المقدسی .ابن قدامه . المغنی . مکتبه الشامله .

12-الرافعی الشافعی .روضه الطالبین وعمده المفتین . مکتبه الشامله

13-ابن حجر .تحفه المحتاج فی الشرح المنهاج .مکتبه الشامله

14-النووی، شرف الدین .  المنهاج الطالبین .المکتبه الشامله

15-فیروز ابادی .ابو اسحاق .المهذب .المکتبه الشامله

16-الشریحی .دکتور مصطفی .الخن دکتور مصطفی  الفقه المنجهی .مکتبه الشامله

17فتح الله .دکتور احمد .معجم الفاظ الفقه الجعفری مکتبه الشامله

18-الحلی .المحقق.شرائع الاسلام فی مسائل الحلال والحرام .المکتبه الشامله

19-ابن البرتاج .القاضی .المهذب .مکتبه الشامله

20-الحلی .ابن ادریس .السرائر .المکتبه الشامله

21-طوسی.الشیخ .الخلاف .مکتبه الشامله  

22-ق  نگاری . مقاله حضانت از دیدگاه فقه امامیه. سایت الراسخون

23-الجزایری .عبدالرحمن .الفقه علی مذاهب الاربعه .مکتبه الشامله

24-قلعجی .محمد. معجم لغه الفقهاء.مکتبه الشامله

25-آیه الله خامنه ای. سید علی. رساله اجوبه الاستفئادات .انتشارات بین المللی المدی 1388

   



تاريخ : جمعه سی ام دی 1390 | 14:57 | نویسنده : Lawyer |